ای مرگ تو فرستاده مرگ نیستی،تو درمان دلهای پژمرده هستی
هیچ کدوم از انسانها از مردن خوششان نمیاید. خودم به شخصه زندگی کردن را خیلی دوست دارم اما مطمئنا این اتفاق برای همه ما می افتد. چه طبیعی چه غیر طبیعی.
حال گام به گام با من همراه باش:
تصور کن در بیمارستان هستی و دچار ناراحتی قلبی یا ...و چند روز دیگر بیشتر زنده نیستی اما متوجه میشوی تخت کناریت به گفته پزشکان رفتنی است و امیدی دیگر نیست.
تو با قلب آن شخص میتوانی دوباره زندگی کنی اما والدینش حاضر نمیشوند حتی یک مو از فرزندشان کنده شود و حاضرند تمان بدن را به زیر خاک بفرستند اما قلبی به تو ندهند. و تو..............؟
میمیری
چه حسی داره اینگونه مردن؟ در صورتی که اگر قلبی به تو میدادند میتوانستی زنده بمانی، میتوانستی عشق بورزی، میتوانستی از اینکه دوباره زنده هستی گریه کنی و.....
تا به حال به این موضوع فکر کردی که اعضای بدنت را در صورت اتفاق ناگوار اهدا کنی؟
دوست داری باعث زنده ماندن چند انسان دیگر شوی؟
"شاید برای تو هم اتفاق بیفتد" و احتیاج به قلبی داشته باشی. بله شاید تو هم برای زنده ماندن ....
من شاید آدم خوبی نباشم،شاید از همه زودتر زیر خاک بپوسم اما میتوانم باعث زنده ماندن تو باشم.
این جمله را با خودت تکرار کن و با فکر به اینکه شاید برای تو هم اتفاق بیفتد انسانیت را به اوج برسان و همگام باش.

هراس من باری همه مردن در سرزمینی است که مزد گورکن از تن آدمی با ارزش تر است.
شاملو